السيد محمد حسين الطهراني
303
نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)
شديده اكيدهء مُغلَّظه شدهاند كه اين نوع كراهت تالى تِلوِ حرمت است ؛ يعنى با حرمت تقريباً هم ميزان و هم درجه است . « فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ » دلالت بر جواز وطى زنان از غير محلّ تناسل ندارد در روايت از رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم وارد است كه فرمود : مَحَآشُّ النِّسَآءِ عَلَى أُمَّتِى حَرَام . « 1 »
--> ( 1 ) اين روايت صحيحه است كه سَدِير از حضرت صادق عليه السّلام از رسول خدا روايت نموده است ، و شهيد ثانى در « شرح لمعه » آورده است ، و نيز مجلسى در « بحارالانوار » طبع كمپانى ، ج 23 ، ص 98 ، از « تفسير عيّاشى » از يزيد بن ثابت روايت كرده است كه مردى از أمير المؤمنين عليه السّلام درباره وطى زنان از دُبُر پرسيد . حضرت فرمود : سَفَلْتَ سَفَلَ اللَهُ بِكَ ! أما سَمِعْتَ اللَهَ يَقولُ : أَ تَأْتُونَ الْفَحِشَةَ مَا سَبَقَكُم بِهَا مِنْ أَحَدٍ مّنَ الْعلَمِينَ ؟ « پست شدى ، خدا ترا پست كند ! مگر نشنيدهاى كه خدا درباره قوم لوط ميگويد : آيا شما كار قبيحى را انجام ميدهيد كه هيچكس از جهانيان در اين كار بر شما سبقت نگرفته است ؟ ! » و نيز عيّاشى از صفوان بن يحيى از بعض اصحاب روايت كرده است كه گفت : از حضرت صادق عليه السّلام درباره آيه نِساؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ پرسيدم . فرمود : از جلو با آنها آميزش كنيد ؛ و از پشتشان و ليكن در فرج بايد باشد . و نيز عيّاشى از مُعَمّر بن خَلّاد از حضرت رضا عليه السّلام روايت مىكند كه از من پرسيد : شما درباره آميزش با زنان از عقبشان چه ميگوئيد ؟ ! عرض كردم : به من اينطور رسيده است كه اهل مدينه در آن باكى نميبينند . حضرت فرمود : يهود چنين ميپنداشتند كه چون مردى با زنش از عقب و ليكن در فرجش نزديكى كند ، بچّهاش أحْول يعنى چپ چشم متولّد مىشود . خداوند اين آيه را نازل كرد : نِساؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ يعنى : از جلو و يا از عقب جماع كنيد اشكال ندارد و ليكن بايد در فرج آنها باشد ؛ در مقابل گفتار يهود . و مراد خداوند جواز وطى در دبرهايشان نبوده است . و عين اين روايت را عيّاشى ، نيز از حسن بن علىّ از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است . و همچنين عيّاشى از زرارة از حضرت باقر عليه السّلام آورده است كه چون من از قول خدا : نِساؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ پرسيدم ، فرمود : مِنْ قُبُلٍ . « بايد وطى در خصوص فرج باشد » . و باز عيّاشى از أبو بصير از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه گفت : پرسيدم از كسى كه با زنش در دبر جماع مىكند ، حضرت بدشان آمد و گفتند : معناى نِساؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ اينست كه : أىَّ ساعَةٍ شِئْتُمْ « هر زمان كه بخواهيد » نه هر جا كه بخواهيد . در مقابل اين دسته از روايات ، عيّاشى از ابن أبى يَعفور از حضرت صادق عليه السّلام روايت مىكند كه : پرسيدم از وى از وطى كردن زنان را در دبرشان ، فرمود : باكى ندارد و سپس اين آيه را قرائت كرد : نِساؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ و عيّاشى از عبد الرّحمن بن حجّاج روايت مىكند از حضرت صادق عليه السّلام كه وقتى نزد آن حضرت از وطى با زنان از دبر سخن به ميان آمد فرمود : من هيچ آيهاى را در قرآن كه آن را جائز شمرده باشد نيافتم مگر آيه : إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجالَ شَهْوَةً مِنْ دُونِ النِّساءِ * . و نيز عيّاشى از حسين بن علىّ ابن يَقطين روايت مىكند كه از حضرت كاظم عليه السّلام از اين امر پرسيدم ، فرمود : يك آيه در قرآن آن را حلال كرده كه درباره قوم لوط است : هؤُلاءِ بَناتِي هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ « اين دختران منند كه براى شما پاكيزهترند » و حضرت لوط ميدانست كه آن قوم فرج را نميخواستند . بارى ، از مجموعه اين روايات آنچه بدست ميآيد ، حرمت آميزش در دبر است . زيرا معناى حرث كشت و تناسل است و آن فقط از فرج متحقّق مىشود ، بنابراين فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ مسلَّماً به معناى مكان نيست ؛ بلكه به معناى كيفيّت است يعنى بايد جماع در فرج باشد بهر صورتى كه ميخواهيد . و روايتى كه دلالت داشت مراد از أنى ، زمانيّه است معارض است با روايتى كه بر اين معنى دلالت دارد فلهذا ساقط است . و صحيحه ابن أبييعفور معارض است با اين روايات كثيره دالّه بر حرمت و ساقط است ؛ با وجود معارضه با ظاهر كتاب كه فى حدِّ نفسِها موجب سقوط آنست . و روايت ابن حجّاج و همچنين روايت حسين بن علىّ بن يقطين ، متشابه المعنى است زيرا استناد به دو آيه شده كه هيچكدام دلالت بر جواز ندارند . بنابراين رفع يد از اين روايات معارضه اوّلًا به جهت مخالفتشان با ظاهر كتاب و ثانياً به جهت تعارضشان با روايات كثيره ديگرى كه متناً و سنداً از اينها أقوى هستند لازم است .